مرتضى راوندى

114

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

داريم و در نتيجه ، بتدريج ، بارنامه به معنى لاف و گزافگويى و ادعاى بى مورد به كار رفته است . چنان كه ابو الفضل بيهقى گويد : اين لافى نيست كه مىزنم و بارنامه‌اى نيست كه مىكنم . » و در ديوان مختارى غزنوى مىخوانيم : وانهمه بارنامهاى دروغ * از سر تيغ ما ، هبا شده گير » « 1 » سياست اقتصادى عضد الدوله « در زمان عضد الدوله ، درآمد و ثروت مملكت ، به نسبت زيادى فزونى يافت . علت عمدهء اين مطلب ، گذشته از امساك فوق العاده‌اى كه وى در خرجهاى غير لازم داشت ، امنيت بيسابقه‌اى بود كه در راهها ايجاد كرده و باعث رونق تجارت و دادوستد شده بود ؛ و نيز سد بنديها و ديگر اقدامات او در بالا بردن درآمد مردم و آبادانى كشور اثر بسزايى داشت . رقم خراج و ديگر عايدات حكومت ، به طرز عجيبى ، بالا رفت بطوريكه درآمد فارس در اواسط قرن چهارم ، نسبت به اوايل اين قرن ، نزديك به شش برابر شد و درآمد سالانهء عضد الدوله به سى و دو ميليون و دويست هزار دينار يا سيصد و بيست و پنج ميليون درهم كه در آن زمان مبلغ بسيار گزافى بود ، بالغ گرديد ( منتظم ، ج 7 ، ص 116 : قيمت هر دينار در حدود يك مثقال طلا و هر درهم ، يك مثقال نقره بود . هر دينار ده درهم و گاهى 12 درهم بيشتر قيمت داشته است ) . عضد الدوله دستور داده بود مقررى عمال را قبل از موعد مقرر ، يعنى قبل از سپرى شدن ماه ( ماه قمرى ) پرداخت كنند . اگر يكى از عمال از كار بر كنار مىشد ، به قدر احتياج ، به او مى پرداخت و چون مجددا به كار مشغول مىشد ، از مقررى وى كسر مىكرد ( ابن اثير ، ج 7 ، ص 214 ) عضد الدوله براى آسياها و نيز براى خريد و فروش چهارپايان ، ماليات وضع كرد و از كالاهاى صادراتى و وارداتى ، علاوه بر آنچه سابق مىگرفتند ، مبلغ ديگرى مطالبه كرد . يخچالدارى و عمل آوردن ابريشم را بر خلاف گذشته ، به خود منحصر نمود . عضد الدوله مطالبهء خراج را بطور سلف ، پيش از برداشت محصول ، ممنوع نمود و به نفع كشاورزان مقررات جديدى وضع كرد . » « 2 » فئودالها و خرده مالكين پس از حملهء اعراب ، چنان كه ديديم ، نه تنها در عهد امويان بلكه در عهد عباسيان نيز ، مظالم بيشمارى به طبقهء وسيع كشاورزان و خرده مالكان مىشد . ابو يوسف در كتاب معروف الخراج خود ، كه براى هارون به رشتهء تحرير كشيده است ، از اختيارات نامحدود و ستمهاى مأمورين وصول ماليات ( متقبل ) اظهار تأسف مىكند و مىنويسد ، اين گروه نفع‌پرست دلشان براى كشاورزان نمىسوزد ؛ زيرا فقط مىخواهند خيلى بيش از آنچه مقرر است استفاده ببرند . « و اين كار ميسر نخواهد شد مگر اين‌كه [ متقبل ] بر رعيت سخت بگيرد ، و آنان را بشدت كتك بزند و زير آفتاب سوزان نگاه دارد و سنگ‌پاره بر گردنشان بياويزد . و از اين فساد كه خدا نهى كرده است ، عذاب عظيمى بر ماليات دهندگان مىرسد كه سزاوار آن نيستند . » « 3 »

--> ( 1 ) . نصر الله منشى ، كليله و دمنه ( حواشى : به قلم مجتبى مينوى ) . ص 241 ( به اختصار ) . ( 2 ) . شاهنشاهى عضد الدوله ، پيشين . ص 111 - 106 ( به تناوب و اختصار ) . ( 3 ) . به نقل از : ناصرخسرو و اسماعيليان ، پيشين : ص 21